مطلبی در خبرورزشی خواندم که به درستی از آقایان عزیزی و شجاع و بیرانوند انتقاد میکرد. نویسنده محترم به بزرگی و قدمت تراکتور و دلاوری مردم آذربایجان عزیز هم اشاراتی داشتند که انصافا بهحق هم بود. متاسفانه همه حقیقت دارد، از سنگزدن به عالیشاه و فحاشیها که از زمان پرسپولیس بود و هنوز هم هست.
امید عالیشاه هم از کوره در رفته و درنهایت شد آنچه نباید میشد. اینجا اصلا مسئله فرد و تیم و جغرافیای بازی نیست، با پدیدهای روبهرو هستیم که هرجای دنیا باشد، مذموم است و در ایران اصیل و بافرهنگ، غیر قابل قبول.
اما ریشه مشکل و روش حل آن چه؟ همه میآییم و اینجا و آنجا شعار میدهیم که فلان کار بد است و چنین و چنان، اما اگر دوست ما باشد یا طرفدار فرد یا تیم باشیم، چشم میبندیم و میشویم وکیل مدافع طرف! دفاع ناحق هم میکنیم، چه رسد به توجیه که ملات اصلی ماجراست! به بهانه دفاع از خودی، طرف مقابل را لگدمال میکنیم. خداوکیلی الان در کدام شهر و ورزشگاه ما، سنگ و چوب و بطری آب و خلاصه هرچه دم دستمان باشد به سمت زمین پرتاب نمیکنیم؟ کجا فحش نمیدهند؟ …












