جوان آنلاین: همسر شهید میگوید: «از شهادت رهبر متأثر شده بود و چند روز قبل از شهادت، نشانی را روی سینهاش به من نشان داد و گفت: «اگر اتفاقی برایم افتاد، از این نشانه من را بشناس.» آن موقع خیلی ناراحت شدم و سعی کردم از حرفش بگذرم. حتی برای ۲۸اسفند برنامه ریخته بود که ما را به مشهد ببرد تا تحویل سال را آنجا باشیم و استرس بمبارانها کمتر شود، اما تقدیر چیز دیگری بود.» متن پیش رو حاصل همکلامی ما با محیا خلیلیان، همسر شهید مسعود براتی از شهدای جنگ رمضان است.
آشنایی شما با ایشان چگونه آغاز شد؟
زمستان سال ۹۳بود که از طریق اقوام به ما معرفی شدند. بعد از تأیید پدرم، مسعود و خانوادهشان به منزل ما آمدند. چند ماهی طول کشید تا آشنا شویم، اما انگار دل آقا داماد از همان اول در خانه ما ماندگار شد و بهار سال ۹۴نامزد کردیم و در روز ولادت امام رضا (ع) با توکل به ایشان، پیمان ازدواج بستیم.
از روحیه جهادی ایشان بگویید، آیا این موضوع در زندگیشان نمود داشت؟ …









