موفقیت دولت فقط موفقیت یک رئیسجمهور یا یک جریان سیاسی نیست. دولت بخشی از ساختار اجرایی کشور است. هر موفقیتی در این ساختار میتواند بخشی از مشکلات مردم را کاهش دهد. بنابراین شکست دولت نیز فقط هزینه یک جریان سیاسی نیست. هزینه آن در نهایت به جامعه و کشور بازمیگردد. این واقعیت، یک پرسش جدی را پیشروی همه جریانهای سیاسی قرار میدهد؛ آیا برای شکست رقیب سیاسی باید تا نابودی اعتماد عمومی پیش رفت؟
نقد دولت حق جامعه است. حتی نقد جدی و صریح نیز میتواند به اصلاح امور کمک کند. هیچ دولتی مصون از خطا نیست. دولت نباید خود را فراتر از نقد بداند، اما میان «نقد عملکرد» و «تخریب کارآمدی» تفاوت بزرگی وجود دارد. نقد میگوید این تصمیم اشتباه بوده است. سپس دلیل آن را توضیح میدهد. راه اصلاح را نیز پیشنهاد میکند. تخریب، اما تصویری میسازد که در آن اساساً هیچ کاری ممکن نیست. در این روایت، هر دولتی که سر کار بیاید ناتوان است. هر مسئولی ناکارآمد است. هر تصمیمی بیفایده است. نتیجه چنین روایتی دیگر اصلاح دولت نیست. نتیجه، فرسایش امید و اعتماد اجتماعی است. …












