امریکا بهعنوان یک ابرقدرت، هژمونی خود را با قدرت نظامی، ابزارهای اقتصادی، ساختارهای بینالمللی طراحیشده، فناوریهای متنوع، سیطره اطلاعاتی و ائتلافهای کوچک و بزرگ در جهان و در تعاملات خود اعمال میکند. جنگ تحمیلی که با فریبکاری مذاکراتی از سوی امریکا شروع شد، پس از طی مراحل تکمیلی، در یک شوک کودتایی و فتنه و دو جنگ بازبینیشده، به نوعی از بازدارندگی در سقف و شدت درگیریها و حملات نظامی رسید و به دلایل زیادی، راهبردهای امریکا را با قفل و بنبست مواجه کرد.
این شرایط نظامی به معنای نادیده گرفتن قدرت نظامی امریکا نیست، بلکه در معادله جنگ و پاسخهای نامتقارن، امریکاییها آچمز شدهاند. به همین دلیل و با همان اهداف اولیه و راهبردی، برای براندازی یا تسلیمپذیر کردن ایران، جنگ اقتصادی و تحریم را به محاصره دریایی و اقدامات مختلکننده در مسیر تعاملات تجاری و بانکی گره زدند و ابزار نظامی خود را برای تحقق این اهداف و راهبرد جدید، هدفمند کردند. …












