این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
میگفت برای اینکه اسم فرزند جدیدم را «مسیحا» بگذارم، همه راهها را رفته بودم و دیگر ناامید شده بودم. یکبار آقای رئیسی را با یکی دو محافظش در خیابان دیدم. خیلی از او خوشم نمیآمد ولی چیزی مرا به سوی او کشاند. جلو رفتم و گفتم: حاجآقا! عرضی دارم؛ و گلایهام را به او گفتم. آنموقع آقای رئیسی مسئولیت قضایی داشت. با درخواست خودش به اداره ثبت احوال مشهد رفتیم. از همان دم در زنگ زد و به مسئول مربوط گفت با دفتر ثبت پایین بیاید. انگار میخواست تحکمی به او کرده باشد. طرف آمد و حاجآقا گفت این اسم چه اشکالی دارد که آن را ثبت نمیکنید؟ همین الان جلوی من اسم بچه را با همین مسیحا ثبت کنید. از خوشحالی داشتم بال در میآوردم. …












