حسین عبدالملکی
قسمت دوم
آرمان امروز : در اینجا یکی دیگر از ظرفیتهای نقطه آشکار میشود. نقطه کوچک است، امتداد اندکی دارد و فضای محدودی اشغال میکند؛ ویژگیهایی که پیشتر نیز در توضیح تناسب آن با میدان ادراک انگشت و امکان ترکیب چند نقطه در یک سلول اهمیت داشتهاند. اما منطق حضور و غیاب، وجه دیگری از همین مزیت را نمایان میکند. برای آنکه غیاب یک عنصر قابل تشخیص باشد، موقعیت بالقوه حضور آن باید حفظ شود. هرچه واحد پایه فضای بیشتری طلب کند، حفظ موقعیتی که بتوان حضور یا نبودنش را در آن تشخیص داد نیز به میدان بزرگتری نیاز خواهد داشت. نقطه در اینجا مزیتی مضاعف دارد:کوچکی نقطه فقط حضور آن را اقتصادی نمیکند؛ غیاب معتبر آن را نیز اقتصادی میکند.
اهمیت این ویژگی با یک مقایسه فرضی روشنتر میشود. اگر واحد پایه یک نظام لمسی نه نقطه، بلکه خط یا شکلی برجسته باشد، حضور آن به امتداد و فضای بیشتری نیاز دارد و برای آنکه نبودنش نیز بهعنوان یک وضعیت متمایز قابل تشخیص باشد، باید میدان بالقوه حضور همان خط یا شکل حفظ شود. نقطه اما موقعیت بسیار کوچکتری میطلبد. به همین دلیل میتوان چندین موقعیت حضور و غیاب را در فضایی فشرده کنار یکدیگر سازمان داد، بیآنکه برای هر «نبودن» ناچار به حفظ سطح وسیعی از فضای خالی باشیم. نقطه از این منظر، فقط واحدی مناسب برای برجستهشدن نیست؛ واحدی کارآمد برای سازماندهی تفاوت نیز هست. …













