آرمان امروز- سپهر ریاحی: اضطراب اجتماعی همیشه با صدای بلند وارد زندگی اجتماعی نمیشود. گاهی آرام و تدریجی، از دل خبرها، نگرانیهای اقتصادی، ابهام درباره آینده و تجربه مداوم بحرانها عبور میکند و به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود. در چنین شرایطی، جامعه ممکن است در ظاهر آرام باشد، اما در لایههای زیرین خود با نوعی خستگی ذهنی و نگرانی مستمر مواجه باشد؛ وضعیتی که اگر تداوم پیدا کند، بر روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی کیفیت تصمیمگیری افراد اثر میگذارد. در سالهای اخیر، تجربه جامعه ایرانی از بحرانهای مختلف، از فشارهای اقتصادی و اجتماعی گرفته تا تنشهای سیاسی و منطقهای، زمینهای برای افزایش این احساس نااطمینانی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، مسئله فقط مدیریت یک بحران مشخص نیست؛ بلکه حفظ توان روانی جامعه برای عبور از مجموعهای از بحرانهاست. علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، برای توصیف بخشی از این وضعیت از تعبیر «جامعه داغ» استفاده کرده است. او معتقد است بیش از دو سال است که ذهنیت و امید مردم در معرض فشارهای مختلف، بهویژه در حوزه رسانه، قرار گرفته و هدف این روند میتواند افزایش اضطراب و خستگی ذهنی جامعه باشد. ربیعی در همین چارچوب بر ضرورت «خنک کردن» فضای عمومی و ایجاد آرامش روانی تأکید کرده و آن را مسئولیتی برای کنشگران و مسئولان دانسته است.
جامعه داغ چگونه شکل میگیرد؟
از منظر جامعهشناختی، داغ شدن جامعه الزاماً به معنای افزایش تنش خیابانی یا بروز اعتراض نیست. یک جامعه میتواند بدون هیچ رخداد آشکار، از نظر روانی تحت فشار باشد. وقتی نگرانی درباره آینده طولانی میشود، افراد به تدریج بخشی از انرژی روانی خود را صرف پیشبینی خطرهای احتمالی میکنند. نتیجه میتواند کاهش احساس امنیت، افزایش حساسیت نسبت به اخبار و کاهش ظرفیت تحمل فشارهای تازه باشد. در این میان، رسانهها نقش مهمی دارند. شهروند امروز بخش قابل توجهی از تجربه خود از جهان را از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی دریافت میکند. بنابراین نحوه روایت یک حادثه، انتخاب تیترها، تکرار اخبار نگرانکننده و حتی سرعت انتشار شایعات میتواند بر برداشت عمومی از وضعیت جامعه اثر بگذارد. …












