محمد اکرمی
آرمان امروز : در سوگ دکتر محسن کمالیان؛ پژوهشگری که بیش از سه دهه برای حفظ حافظه تاریخی امام موسی صدر و خاندان صدر کوشید من محسن کمالیان را نخست از خلال کتابهایش شناختم؛ از عزت شیعه، فریاد در خاموشی و دیگر نوشتههایش درباره امام موسی صدر. در دهه هشتاد، شیفتگی من به اندیشه و شخصیت امام موسی صدر چنان بود که تقریباً هیچ نوشتهای را که بهویژه در سالگرد ناپدیدسازی او منتشر میشد، از دست نمیدادم. طبیعی بود که علاقه به آثار کمالیان، مرا مشتاق آشنایی با خود او کند.
در سال ۱۳۸۸، به واسطه یکی از دوستانام در پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، نخستین دیدارمان شکل گرفت. چند ساعتی در اتاق کوچک او در پژوهشگاه، سه نفری به گفتوگو نشستیم. گفتوگویی صمیمی و بیتکلف که پس از این همه سال هنوز خاطرهاش در ذهنم مانده است. ارتباطمان، از جمله در گروه واتساپی که حدود یازده سال پیش با «دوستان همدل» در فضای مجازی تشکیل داده بود، ادامه یافت. حتی در سالهای اخیر، هنگامیکه برای یک پروژه ژئوتکنیک از او راهنمایی خواستم، با همان گشادهرویی و دقت همیشگی کمکام کرد.
اما آنچه بیش از همه از شخصیت او در ذهنم مانده، سلامت نفس، صراحت، صداقت و بیپیرایگی کمنظیرش بود. در رفتار او پیچیدگی و ملاحظهکاری برای جلب نظر دیگران نمیدیدم. اگر چیزی را درست میدانست، صریح میگفت و اگر نمیدانست، بیپیرایه میپذیرفت. این ویژگی در کنار پشتکار شگفتانگیزش، او را برای من به انسانی قابل احترام و مایه غبطه تبدیل کرده بود؛ و این غبطه را صادقانه بارها به او گفتم.
اما کارنامه کمالیان را نباید فقط در کتابهایی که درباره امام موسی صدر نوشت خلاصه کرد. به گمان من، اهمیت اصلی کار او در این بود که بهتدریج از «شناخت یک شخصیت» به «ساختن حافظه مستند یک دوره تاریخی و یک خاندان اصیل و مصلح» رسید. در دهه هشتاد، پرسش اصلی برای بسیاری از ما این بود که امام موسی صدر که بود، چه اندیشید، چه کرد و چه بر سر او آمد. کمالیان نیز در همین عرصه فعال بود و با آثار و مقالاتاش به این پرسشها پاسخ میداد. اما در دهههای بعد، مسیر پژوهشی او عمیقتر و البته برای مخاطب عمومی کمجاذبهتر شد: تاریخ شفاهی، اسناد، نامهها، نسبنامهها، خاندان صدر و شخصیتهایی که در شکلگیری آن جهان فکری و اجتماعی نقش داشتند. …












