زهرا نژاد بهرام
آرمان امروز : زیر پوست شهر حکایت از نوعی دیگر از زندگی دارد؛ نوعی که در آن پذیرش دیگری به نوعی روش زندگی مبدل شده است؛ هرچند ساختارهای رسمی همچنان با کندی با این واقعیت همراه میشوند.
زیر پوست شهر، مردمان در کنار هم از شهر و فضاهای شهری استفاده میکنند، در خیابانها قدم میزنند، از حملونقل عمومی استفاده میکنند و زندگی روزمره را به پیش میبرند. زیر پوست شهر زندگی جریان دارد؛ هرچند سایه جنگ بر آن سنگینی میکند. با این حال، زندگی همچنان جریانی از همبستگی، حرکت و باور به یکدیگر است!.
زندگی در این شهر زیرپوستی به نوعی دلچسبتر از شهر کلیشهای است؛ هر روز در قالب خبر و گزارش بازنمایی میشود. زندگی در این شهر زیرپوستی کمتر تزیین شده و بیشتر واقعی است؛ رنج و شادی قابل مشاهده است، درد و غم در کنار خندههای امیدبخش جوانان قرار دارد و آدمها با همه تفاوتها در کنار هم زندگی میکنند. میلاد پیامبر فرصتی شد تا در این شهر قدمی بزنم؛ شهری که ظاهرش خشن، دیوارهایش سیمانی و ساختمانهای بلندش فرصت تنفس را برای شهر محدود ساخته است. میدان هفتتیر در تجمعی برای گرامیداشت میلاد، شلوغی داشت که خیابانهای اطراف را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. اما در میان ازدحام جمعیت، نورافشانی و چهرههای خندان و گاهی غمگین و ناراحت که به خاطر ترافیک خسته بودند، قابل مشاهده بود. در کنار این شور خیابانی، خیابان نوفللوشاتو و سالنهای تئاتر جلوهای دیگر از زندگی در شهر داشت. مردم با شوق به تماشای تئاتر رفته بودند و در بازگشت درباره محتوا و متن نمایش گفتوگو میکردند. آنگونه که به نظر میرسید، تئاتر از سالن بیرون آمده و وارد خیابان شده بود. آنها با این گفتوگو خیابان را با خود همراه ساخته بودند. …













