به گزارش گروه رسانهای شرق،
جنگ، سختترین آزمون برای سنجش کارآمدی یک نظام آموزشی نظامی است؛ جایی که آموختههای سالها کلاس، تمرین و رزمایش باید در شرایط واقعی نبرد، زیر فشار تهدید و در فرصت محدود برای تصمیمگیری به کار گرفته شود.
تجربه جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه نیز برای ارتش جمهوری اسلامی ایران به میدانی برای ارزیابی همین آموزشها و در عین حال، استخراج درسهای تازه از صحنه نبرد تبدیل شد؛ درسهایی که به گفته معاون تربیت و آموزش ارتش، بخشی از آنها حتی در جریان جنگ بهصورت روزانه از میدان استخراج و به نیروها منتقل شد و سپس در فرآیندهای آموزشی ارتش جای گرفت.
افزایش سرعت انتقال تجربه، واقعیتر شدن آموزشها، تربیت نیروهای چندمهارتی و تطبیقپذیر، افزایش تابآوری رزمندگان و آمادهسازی فرماندهان برای تصمیمگیری در شرایط بحرانی، از جمله محورهایی است که تجربه جنگهای اخیر بیش از گذشته اهمیت آنها را آشکار کرده است.
در همین زمینه، خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس در گفتوگویی تفصیلی با امیر سرتیپ دوم محمدرضا علیاننژاد، معاون تربیت و آموزش ارتش جمهوری اسلامی ایران، به بررسی نقش آموزش در عملکرد ارتش در جنگهای اخیر، نحوه انتقال درسآموختههای میدان نبرد به دانشگاهها و مراکز آموزشی، تغییر سرفصلها و تاکتیکها، تربیت فرماندهان و نیروهای متناسب با جنگهای فناورانه و همچنین آموزش عملیاتهای دفاعی و هجومی در ارتش پرداخته است. ۱۲ مؤلفه اساسی در آموزش نیروهای ارتش
فارس: اگر موافق باشید بحث را از جنگهای تحمیلی اخیر، یعنی جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه آغاز کنیم. به نظر شما چه میزان از موفقیتهایی که ارتش در این دو جنگ به دست آورد، ریشه در تربیت و آموزش نیروها داشت؟
علیاننژاد: جنگها بهترین میدان سنجش نظام آموزشی هستند، چون ما معمولاً همانگونه میجنگیم که آموزش دیدهایم. هر رزمنده در جنگ به شکلی میجنگد که آموزش دیده است؛ بنابراین بهترین محل برای ارزیابی نظام آموزشی، میدان جنگ است تا مشخص شود نیروها تا چه اندازه موفق هستند و به چه شکل میتوانند مأموریتهای خود را انجام دهند. …












