به گزارش گروه رسانهای شرق،
ترانه سلطانی در یادداشتی نوشت: ذهن پیش از آنکه به ایده تبدیل شود، چه شکلی دارد؟ پیش از آنکه یک احساس را بتوان در قالب کلمه، تصویر یا رفتاری مشخص بیان کرد، در ذهن ما چگونه حضور دارد؟ آیا میتوان برای عشق، اندوه، شادی یا اضطراب، پیش از آنکه به نشانههایشان متوسل شویم، صورتی مستقل تصور کرد؟
نمایشگاه «کریستالی کردن یک ذهن آمورف» فهیمه حیدری در گالری آتبین، از چنین وضعیتی آغاز میشود؛ از مواجهه با ذهنی که هنوز به نظم قطعی نرسیده است. مجموعهای از حجمهای هندسی و انتزاعی که در آنها، مسئله نه بازنمایی جهان بیرونی، بلکه تلاش برای یافتن صورتی مادی برای تجربههایی است که اساساً شکل مشخصی ندارند.
آمورف در اینجا واژهای کلیدی است. در معنای علمی، آمورف به ساختاری گفته میشود که فاقد آرایش منظم مولکولی است؛ مادهای که برخلاف ساختارهای کریستالی، نظمی پایدار و تکرارشونده ندارد. اما در نمایشگاه حیدری، این مفهوم از قلمرو ماده فراتر میرود و به استعارهای برای ذهن تبدیل میشود: تودهای از افکار، احساسات، خاطرات و دریافتها که در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، بیآنکه الزاماً از ابتدا ساختاری روشن داشته باشند.
هنرمند برای ساخت این مجموعه از گل سلولزی استفاده کرده است؛ مادهای که با افزودن فیبرهای ارگانیک به گل سرامیک به دست میآید و در این آثار، دستمال کاغذی بهعنوان فیبر در آن به کار رفته است. انتخاب این ماده صرفاً یک انتخاب تکنیکی نیست. ویژگیهای گل سلولزی امکان شکلدهی و دستکاری آزادانهتر را برای هنرمند فراهم میکند و اجازه میدهد تودههایی شکل بگیرند که مرز میان فرم و بیشکلی را حفظ میکنند.
در واقع، ماده در اینجا تا حدی با ایده همدست میشود. گل در مرحله پیش از پخت، نرم، تغییرپذیر و پذیرای مداخله است؛ همانطور که ذهن در وضعیت پیش از تثبیت، دائماً در حال تغییر و بازآرایی است. هنرمند توده را شکل میدهد، به آن نظم میدهد و در نهایت آن را به کوره میسپارد؛ جایی که ماده، در اثر حرارت، وارد مرحله دیگری از حیات خود میشود. …












