این روزها با نگاهی گذرا به برخی سخنرانیها، تحلیلها و مطالعه آنچه در رسانههای در اختیار یک جناح سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی ایران بازتاب مییابد، ما را با پدیدهای عجیب مواجه و رهنمون میکند.
پدیدهای که تامل در آن نشان میدهد ما برای فرسایش توان نیروهای خودی و حرکت به سوی تضعیف و حتی ویرانی مملکت و از پای در آوردن هم، خیلی به دشمن خارجی نیاز نداریم.
ما نیاز به دشمن نداربم، زیرا خودمان به جان هم افتاده ایم.چنان چنگ بر چهره یکدیگر میاندازیم که خون آبه آن نه تنها بر پیکر رقیب سیاسی، بلکه دست و صورت و لباسهایمان را در بر گرفته است و در کمال ناباوری به چنین امر و اقدامی هم افتخار مینمائیم.
ما نیاز به دشمن خارجی نداریم زیرا بجای دشمن، از صبح تا شب بدنبال پیدا کردن نقطه ضعف در جبهه رقیب سیاسی خود هستیم، اگر ضعف و کاستی هم در برادر و خواهر مسلمان و هم وطنمان وجود نداشته باشد، به هر طریقی که میسر گردد انگی برایش دست و پا میکنیم و دروغی را به او میچسپانیم.
ما تنها و صرفا از حزب و خط سیاسی و جناح، دعوا و درگیری و کشمکش یاد گرفتهایم و نام آن را هم رقابت گذاشتهایم. رقابت را هم به عرصه و آوردگاه جنگ علیه یگدیگر مبدل کرده و به کمتر از حذف و نابودی سیاسی و اجتماعی رقیب رضایت نمیدهیم.
مثل رقابتهای سیاسی ما بسان دو آهویی است که در دشتی به جدال با هم برخواسته و از پلنگی تیزپا و تیز دندان و درنده که در همان نزدیکی برایشان کمین کرده است، غافل شدهاند، میماند. آهوها بدون توجه به وجود دشمنانی خون آشام، توان همدیگر از بین برده و با تنی خسته و نفس نفس زنان عملا کار پلنگ در کمین نشسته را برای شکارشان آسان و قتل و پایان خویش را مهیا کردند. …












