به گزارش مردم سالاری آنلاین، منابعی که در قالب مسئولیت اجتماعی هزینه میشوند، تا چه اندازه به حل مسائل پایدار جامعه کمک میکنند؟
مسئولیت اجتماعی زمانی میتواند اثرگذاری واقعی داشته باشد که از یک «هزینه» به یک «سرمایهگذاری» تبدیل شود؛ سرمایهگذاریای که در کنار ایجاد اثر اجتماعی، ظرفیت اقتصادی جدید نیز در جامعه ایجاد کند.
یکی از مهمترین حوزههایی که میتواند از این نگاه بهرهمند شود، اشتغال جوانان است.
بیکاری جوانان صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. جوانی که از درآمد پایدار برخوردار نیست، در تصمیمگیری برای آینده، استقلال اقتصادی و تشکیل زندگی مستقل با دشواری بیشتری مواجه است. از سوی دیگر، بیکاری طولانیمدت در کنار عوامل متعدد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میتواند زمینهساز کاهش امید اجتماعی و تشدید برخی آسیبهای اجتماعی شود.
از این منظر، اشتغال را باید فراتر از یک شاخص اقتصادی دید؛ اشتغال بخشی از سیاست اجتماعی و یکی از مؤلفههای توانمندسازی جوانان است.
همین نگاه میتواند تعریف ما از مسئولیت اجتماعی شرکتها را نیز تغییر دهد.
از هزینهکرد اجتماعی به سرمایهگذاری اجتماعی
در رویکرد سنتی، موفقیت یک برنامه مسئولیت اجتماعی عمدتاً با میزان منابع اختصاصیافته، تعداد پروژههای اجراشده یا تعداد برنامههای برگزارشده سنجیده میشود.
اما در یک رویکرد توسعهگرا، پرسش مهمتر این است:
این منابع چه ظرفیتی در جامعه ایجاد کردهاند و این ظرفیت پس از پایان حمایت شرکت تا چه اندازه باقی خواهد ماند؟
فرض کنیم مسئله اصلی یک منطقه، بیکاری جوانان است. برگزاری دوره آموزشی، بهخودیخود اشتغال ایجاد نمیکند. اگر مهارت آموزشدادهشده متناسب با نیاز بازار نباشد، اگر فرد به فرصت اقتصادی متصل نشود و اگر بازار فروش برای محصول یا خدمت او وجود نداشته باشد، آموزش به تنهایی نمیتواند مسئله را حل کند.
همین موضوع درباره تسهیلات نیز صادق است. منابع مالی زمانی میتوانند به اشتغال پایدار منجر شوند که در کنار مهارت، مدل کسبوکار، بازار و پشتیبانی قرار گیرند.
بنابراین اشتغال پایدار را باید در قالب یک زنجیره دید: …













