این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
شبح شریعتی با ماست دو
با بیانی دریدایی، شبحِ اندیشگیِ شریعتی، همواره بهگونهای همواره ظاهر میشود که انگار اولینبار است که خود را نشان میدهد و بهگونهای میرود که انگار برای آخرینبار است که آمده است. نه نیست نه هست. این تقابلی است که همواره باقی میماند. شبح او، همواره امری از تاریخ برخاسته است. کسی نمیتواند آمدن و رفتناش را کنترل کند. دریدا، در کتاب «اشباح مارکس»، شبح را، بهمثابه امری در مقابل روح و جسـم صـرف، تصویر کرده و سـاحتی گسـتردهتر و سـیالتر از واقعیت را بهما نشـان میدهد. شــبح، بیثباتی واقعیت را نشــان میدهد و حکایت از وجوه و لایههای ناممکن و دســترسناپذیر واقعیت دارد. برای شــناخت ماهیت گنگ و چندســاحتی واقعیت، باید بر عکسالعملهای احســاســی معطوف به انکار شــبحبودگی واقعیت فائق آمد. …













