هفت صبح| «لباس شخصی» هفت سال پشت در سالنهای سینما ماند و همین فاصله طولانی، دور فیلم هالهای ساخته بود که شاید خود اثر توان حمل تمام وزنش را نداشته باشد. حالا امیرعباس ربیعی با نخستین فیلم بلندش به پرده رسیده و تماشاگر میتواند بدون واسطه حاشیهها سراغ خود فیلم برود. نتیجه، اثری است که در لحظاتی نبض تماشاگر را بالا میبرد، فضای امنیتی جذابی میسازد و جسارت ورود به یکی از پروندههای حساس تاریخ معاصر را دارد، اما هر بار که میخواهد لایهای عمیقتر پیدا کند، گرفتار سادهسازی شخصیتها و قطعیتهای پررنگ خودش میشود.
ربیعی قصه را در سالهای نخست دهه ۶۰ قرار داده است، در روزگاری که التهاب سیاسی، جنگ و بحرانهای امنیتی درهم تنیدهاند. یاسر، نیروی جوان اطلاعاتی، به فعالیتهای حزب توده مشکوک میشود و رفتهرفته وارد مسیری میشود که شکل یک معمای سیاسی و جاسوسی پیدا میکند. فیلم خوشبختانه بخش مهمی از جذابیتش را روی همین «کشف» بنا کرده و تا حد زیادی هم از لو دادن زودهنگام برگهایش پرهیز میکند.
تهران خاکستری، پروندهای پرتنش …













