این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
هفت صبح| تصویرش را که میبینی، تقریباً میتوانی صدای فیلم را هم بشنوی. چند مرد عصبانی، یک زد و خورد مفصل، صندلیهایی که احتمالاً تا چند ثانیه دیگر سالم نمیمانند و مردی در مرکز قاب که انگار قانون جاذبه برایش کمی متفاوت نوشته شده است. رضا بیک ایمانوردی همین بود، یکی از آن بازیگرانی که پیش از آنکه درباره تکنیک بازیگریشان بحث شود، حضورشان را حس میکردی.
مردی پرتحرک، خوشریتم و صاحب نوعی شیرینی غریزی که میتوانست چند دقیقه بعد از یک دعوای جانانه، تماشاگر را بخنداند. ۲۲ شهریور یادآور مرگ بازیگری است که زندگیاش شباهت عجیبی به فیلمهای خودش داشت، پرحادثه، غیرقابل پیشبینی و در پایان، تلختر از چیزی که تماشاگر انتظار داشت.
قهرمانی که اتفاقی وارد قاب شد …












