هفت صبح| سینما برای ایرانیها هیچوقت فقط پردهای بزرگ در انتهای یک سالن تاریک نبوده است. بخشی از زندگی شهری ما کنار همین پرده گذشته؛ میان صفهایی که گاهی چند خیابان را به هم میرساندند، مجلههایی که برای خواندنشان انتظار میکشیدیم، فیلمهایی که شهر را به حرف میآوردند و آثاری که سالها پشت در نمایش ماندند. حالا اما تصویر عوض شده است. صفها کوتاهتر شدهاند، بسیاری از نشریات سینمایی ناپدید شدهاند، بخشی از تماشاگران خانه را جایگزین سالن کردهاند و حتی فیلم توقیفی هم دیگر لزوما فیلم نادیده نیست.
روز ملی سینما شاید بیشتر از آنکه روز جشن باشد، فرصت طرح چند سؤال جدی است. چه شد آن شور بزرگ تماشای فیلم آرامآرام فروکش کرد؟ سیاستگذاری، ممیزی و فاصله گرفتن فیلمها از زندگی واقعی مردم چه سهمی در این تغییر داشتند؟ و مهمتر، در عصری که اینترنت میتواند دیوار میان یک فیلم و تماشاگر را فرو بریزد، توقیف هنوز دقیقا چه معنایی دارد؟ پرونده پیش رو سراغ همین پرسشها رفته است؛ سه روایت از سینمایی که میان حسرت روزهای پرشور، بحرانهای امروز و قواعد تازه دیدهشدن، هنوز برای ماندن و اثرگذاشتن میجنگد. …












