هفت صبح| کتاب را برمیدارید و روی جلدش نوشته «پرفروش». وارد صفحه ناشر میشوید و میخوانید «یکی از پرفروشترین کتابهای سال». کتابفروشی اینترنتی هم آن را در ردیف پرفروشها گذاشته و نویسنده با انتشار تصویری خبر میدهد اثرش به چاپ بیستم رسیده است.
همهچیز عالی است، جز یک سوال کوچک: چند نسخه؟ در سینما دستکم عددی روی میز داریم. میتوان فهمید فیلم چند بلیت فروخته و گیشهاش چقدر بوده. درباره یک کتاب اما ممکن است ماهها عنوان «پرفروش» را ببینید بیآنکه بدانید این موفقیت یعنی فروش سه هزار نسخه، سی هزار نسخه یا سیصد هزار نسخه. بازار کتاب ایران عاشق اعلام موفقیت است، اما هنگام رسیدن به عدد، ناگهان کمحرف میشود.
چاپ بیستم، اما هر چاپ چند جلد؟
یکی از محبوبترین ابزارهای تبلیغاتی بازار نشر «نوبت چاپ» است. عبارت «چاپ سیام» باشکوه به نظر میرسد و ذهن مخاطب ناخودآگاه سراغ انبوهی از خوانندگان میرود. اما شماره چاپ به تنهایی میزان فروش را نشان نمیدهد.
کتابی میتواند در هر نوبت با شمارگان محدود منتشر شود و خیلی زود به چاپهای متعدد برسد. بنابراین کتابی با چاپ بیستم الزاماً بیشتر از اثری با چاپ پنجم فروخته نشده است. برای رسیدن به عدد واقعی باید شمارگان هر نوبت، تعداد نسخههای توزیعشده و میزان فروش مشخص باشد.
اینجاست که بازی جذاب میشود. «چاپ بیستم» تیتر خوبی برای تبلیغ است، اما «بیست چاپ، هر بار چند نسخه؟» سوال سختتری است. حتی شمارگان چاپشده نیز لزوماً برابر فروش نیست. بخشی از نسخهها ممکن است هنوز در انبار ناشر، شرکت پخش یا قفسه کتابفروشی باشند. پس میان چاپ، توزیع و فروش واقعی فاصله وجود دارد.
در نمایشگاه مجازی کتاب تهران این ابهام کمتر است، چون سامانه میتواند تعداد سفارش و نسخه فروختهشده را اعلام کند. برای نمونه در میانه نمایشگاه مجازی سال ۱۴۰۵، آمار رسمی از فروش ۸۰۴ هزار و ۴۲۱نسخه خبر میداد. آنجا «فروش» یک عدد مشخص دارد. در بازار عمومی نشر چنین پنجره جامعی در برابر مخاطب وجود ندارد.
خواننده خرید یا یک سازمان؟ …












