هفت صبح | صبح که میشود، در مدرسه کوچک روستا باز میماند. حیاطی خلوت، چند نیمکت و چند کیف مدرسه که کنار دیوار جا خوش کردهاند. تعداد بچهها آنقدر کم است که صدای زنگ مدرسه در سکوت روستا میپیچد و گاهی چند کودک از پایههای مختلف، در یک کلاس و روبهروی یک معلم مینشینند. اینجا خبری از صفهای طولانی صبحگاهی و همهمه دهها دانشآموز نیست اما مدرسه هنوز فعال است و کلاس هنوز برقرار.
حالا اما سرنوشت همین مدرسههای کمجمعیت به یکی از مسائل بحثبرانگیز آموزش روستایی تبدیل شده است. در برخی مناطق، مدرسههای دارای تعداد بسیار کم دانشآموز با مدرسه روستای مجاور ادغام شدهاند، در بعضی نقاط یک معلم میان دو روستا تقسیم شده و در جاهایی دیگر، برای جلوگیری از تعطیلی، شکل اداره مدرسه تغییر کرده است. ماجرا فقط چند مدرسه کوچک و چند دانشآموز نیست بلکه پای دسترسی کودکان روستایی به آموزش، کیفیت کلاسهای چندپایه و کمبود معلم در میان است. و از آن مهمتر اینکه مدرسهای که تعداد دانشآموزانش کم شده، چه سرنوشتی پیدا میکند؟
وقتی تعداد دانشآموزان به پنج نفر میرسد …












