هفت صبح| اخبار را که پیگیری کنید هر روز صدای گروههایی از مردم را میشنوید. مردم صدایشان را هر جور شده میخواهند به جایی برسانند. مثلا همین دیروز بازنشستگان مخابرات و فولاد و همچنین گروههایی از مطالبهگران اجتماعی تجمع داشتند. چند وقتی است که مادران و پدران از وضعیت تعطیلی و آموزشی مدارس فرزندانشان گلایهمند هستند.
گزارشهای کارگری درباره چهار ماه بیحقوقی ترخیصکاران بندر و شرایط کار در گرمای شدید منتشر شده است. کارگران از وضعیتشان گفتهاند و حرفشان هم منعکس شده است. میتوانیم مصداقها را ادامه بدهیم. کشاورزانی که از بیآبی گلایه میکنند، کاسبهایی که از رکود بازار میگویند و دانشجویان و استادان دانشگاه که حرف و گلایه بسیار دارند.
صداها تمام نمیشوند. اما بلندگوهایشان متفاوت است. یک سرچ ساده در صفحههای اینستاگرامی، کانالهای تلگرامی و سایتها و رسانهها، ما را با انواع فیلمهای کوتاه و حرفها و سخنان مردم از زوایای گوناگون آشنا میکند. مردم از طریق شبکههای اجتماعی صدایشان پراکنده میشود.
خیلی فرق میکند با قدیم که هزاران حرف و سخن در یک جلسه مفصل در یک اداره باقی میماند و از در اتاق هم بیرون نمیرفت. اکنون در کوتاهترین زمان حرف مردم در گستره وسیعی منتشر میشود. درواقع جامعه حرف خودش رامیزند. زیاد هم حرف میزند. اما این وسط یک تناقض جدی وجود دارد. هرچه صدا بیشتر شده، نگرانی درباره شنیدهشدن هم بیشتر شده است.
واقعیت این است که ابزارهای فراوانی برای شنیدن داریم. سامانههای ارتباط مردمی راه افتادهاند. «فواد ۱۲۸» برای دریافت مستقیم مسائل مردم ایجاد شده است. «سامد» سالهاست مسیر ارتباط شهروندان با مسئولان را فراهم کرده. روابط عمومی دستگاهها فعالاند. رسانهها هر روز صدها خبر از مطالبات مردم منتشر میکنند. شبکههای اجتماعی هم تبدیل به بزرگترین تریبون غیررسمی جامعه شدهاند.
…











