روزنامههای کاغذی یکی پس از دیگری در مسیر تعطیلی قرار گرفتهاند و این فقط پایان فعالیت یک رسانه نیست؛ پشت تعطیلی هر روزنامه، دهها شغل و صدها خانواده قرار دارند. از خبرنگار، دبیر و طراح گرافیک گرفته تا صفحهبند، لیتوگراف، چاپخانه و دهها شغل وابسته، همگی قربانی گرانی، تحریم، سوءمدیریت و بیتوجهی شدهاند.
امروز هم مردم زیر فشار فقر و گرانی نفس میکشند و هم مطبوعات مستقل در آستانه خاموشیاند؛ اما پرسش اصلی این است که چه کسی پاسخگوی این وضعیت و آیندهای است که هر روز بیش از گذشته به لبه پرتگاه نزدیک میشود؟
تعطیلی یک روزنامه فقط خاموش شدن چند صفحه کاغذ نیست. با بسته شدن یک مؤسسه مطبوعاتی، زنجیرهای از مشاغل از بین میرود و گروهی دیگر به صف انبوه بیکاران افزوده میشوند. خبرنگار، صفحهبند، طراح گرافیک، ویراستار، لیتوگراف، کارگر چاپخانه، توزیعکننده و بسیاری از مشاغل وابسته، همگی از این چرخه آسیب میبینند. پشت هر یک از این افراد نیز خانوادهای قرار دارد که معیشت و آیندهاش به ادامه فعالیت آن رسانه وابسته است. مطالب پیشنهادی در بررسی چالشهای حوزه مطبوعات نمایان شد؛ تنور سرد رسانههای کاغذی ۱۴۰۲/۰۳/۰۳ بازگشت امید به مطبوعات ۱۴۰۵/۰۴/۰۶
اما در این شرایط، کسانی که سالها با تندروی و شعارهای بیحساب، دم از جنگ و مقابله میزنند، باید پاسخ دهند که هزینه این سیاستها را چه کسی پرداخت میکند؟ آیا آنهایی که در رفاه زندگی میکنند و منافعشان در شرایط بحران و تحریم کاهش نمییابد، واقعاً درد مردم را میفهمند؟ یا هزینه تصمیمها و سیاستهایی که نتیجه آن گرانی، تحریم و فشار اقتصادی است، فقط بر دوش مردم عادی، کارگران، کارمندان، بازنشستگان و صاحبان کسبوکارهای کوچک قرار میگیرد؟ …












