این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
محمد ارفع در میانه 15 سالگی بودم که با پدر به زمینهای آبا و اجدادی که از کودکی مامنی برای شیطنتهایم بود، سر زدیم. در شهر من، دزفول، زمینهای ما یکی از بهترین زمینهای کشاورزی منطقه محسوب میشود؛ به دلیل نزدیکی آنها به رودخانه دز و قرارگیری در مسیر پیوند دز و کرخه به آنها اراضی «زیرهده» به معنی پاییندست رودخانه اطلاق میشود اما آن روز آنچه در این اراضی دیدم مرا شگفتزده کرد.
اراضیای که روزگاری سرسبز و خرم بودند و آنقدر آب داشتند که گاهی برنج معطر عنربو در آن کشت میشد، آن روز به شورهزاری پر از سنگ بدل شده بود و به جای درختان کنار سر به فلک کشدهاش و جیکجیک گنجشککان صدای گوشخراش یک کریشن (دستگاه خردکن تولید شن و ماسه) به گوش میرسید. …












