در ادبیات لجستیکی قدرت یک کشور نه در میزان کالاهایی که جابهجا میکند، بلکه در توانایی آن برای ادامه نقل و انتقال کالا در سختترین شرایط مشخص میشود. اگر یک مسیر مرزی بسته شود، یک بندر با اختلال مواجه شود، دسترسی به یک مسیر ترانزیتی محدود شود یا بحرانهای سیاسی و امنیتی جریان تجارت را تحتتأثیر قرار دهد، سؤال اصلی این نیست که ایران چند کیلومتر جاده و چند بندر و پایانه دارد؛ سؤال این است که چند مسیر جایگزین واقعی در اختیار دارد؟
این همان جایی است که مفهوم «تابآوری لجستیکی» اهمیت پیدا میکند؛ مفهومی که برای ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم منطقه، دیگر یک موضوع لوکس یا صرفا دانشگاهی نیست، بلکه به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
ایران از نظر جغرافیایی ظرفیت کمنظیری برای ایجاد یک شبکه لجستیکی تابآور دارد. دسترسی به خلیجفارس، دریای عمان و دریای کاسپین، مرزهای زمینی متعدد، همجواری با ۱۵ کشور از طریق مرز زمینی و دریایی و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب، این امکان را ایجاد کرده که کشور برای انتقال کالا به یک مسیر خاص وابسته نباشد. …












