حال بررسی موشکافانه تراز تجاری نشان میدهد که مشکل خزر صرفا کمبود اسکله یا افت تراز آب نیست بلکه زنجیرهای از تضادهای ساختاری اقتصادی، تشابه سبد صادراتی، فقر زیرساخت کانتینری-سردخانهای و دیپلماسی تجاری فشل مانع از آن شده که ایران بتواند از خوان گسترده بازار همسایگان متمول شمالی سهمی درخور تراز اقتصادی خود بردارد. وقتی همسایه خریدار کالای تو نیست
نخستین و عمیقترین مانعی که خزر را در حاشیه تجارت ایران نگه داشته، ساختار درونمایهای اقتصادهای پیرامون آن است. تجارت زمانی شکل میگیرد که مزیتهای نسبی مکمل یکدیگر باشند. در جنوب، ایران نفت، گاز، فرآوردههای پتروشیمی، قیر و فولاد را به کشورهایی در شرق آسیا، شبهقاره هند و خاورمینه میفروشد که تشنه انرژی و مواد خام اولیهاند. اما در شمال، ایران با کشورهایی روبهروست که دقیقا همان کالاهای سبد صادراتی ما را تولید میکنند؛ آن هم در مقیاسی بزرگتر و با استانداردهایی منطبقتر بر بازار جهانی. روسیه و قزاقستان غولهای نفت، گاز، اوره و محصولات فلزی جهان هستند؛ آذربایجان و ترکمنستان نیز بر پایه صادرات هیدروکربوری بنا شدهاند. …











