جنگ فقط صدای انفجار و آوارگی نیست. گاهی جنگ از جایی خطرناکتر آغاز میشود؛ از سفره مردم، از کاهش ارزش پول، از کوچک شدن قدرت خرید و از لحظهای که شهروند دیگر نمیداند درآمد امروز او فردا چه ارزشی خواهد داشت. جنگ، اگر با تورم، فساد و ضعف نظارت همراه شود، اقتصاد را به میدان تازهای برای انتقال ثروت از جیب مردم به جیب گروههای برخوردار تبدیل میکند.
در چنین شرایطی، نخستین قربانی، شهروند عادی است. کارمندی که حقوق ثابت میگیرد، کارگری که دستمزدش با تأخیر افزایش مییابد، بازنشستهای که درآمدش کفاف هزینههای ضروری را نمیدهد و خانوادهای که هر ماه باید بخشی از نیازهای خود را حذف کند، در واقع هزینه بحرانهایی را میپردازند که تصمیمگیری درباره آنها در اختیارشان نبوده است. مسئله فقط گرانی نیست
وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند و قیمت کالاها و خدمات افزایش مییابد، باید پرسید مسئولیت حقوقی و مدیریتی این وضعیت بر عهده چه کسانی است؟ آیا دولت میتواند صرفاً با اعلام آمار تورم، مسئولیت خود را پایانیافته تلقی کند؟ …












