فاجعه اخیر در مرز «نپال» و «تبت» را در نگاه نخست میتوان یک سیل مرگبار دانست؛ اما روایت علمی این حادثه تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد. آنچه در ۲۶ آگوست (پنجم شهریور) در درههای «هیمالیا» رخ داد، نه صرفاً بارش شدید بود، نه یک زمینلرزه و نه حتی بهمعنای دقیق کلمه یک طغیان معمولی رودخانه. این حادثه زنجیرهای از مخاطرات بود: فروریختن کوه، حرکت تودهای عظیم از سنگ و یخ، انسداد موقت رودخانه، رها شدن ناگهانی آب و رسوب و سرانجام سیلی که با سرعتی بسیار زیاد بهسوی سکونتگاههای پاییندست حرکت کرد. سیلی که از باران نیامد
نکته مهم ماجرا این است که در ساعات نخست، حتی دانشمندان نیز در تشخیص علت حادثه با ابهام روبهرو بودند. ابتدا تصور شد زمینلرزهای با بزرگی حدود ۴٫۴ موجب ریزش سنگ و یخ شده و این ریزش، سیل را پدید آورده است. اما بررسی دادههای لرزهای نشان داد آنچه بهصورت زمینلرزه ثبت شده بود، در واقع حاصل خود ریزش عظیم کوه بود. تحلیل دقیقتر دادهها، بزرگی رویداد لرزهای را حدود ۵٫۷ برآورد کرد؛ انرژیای که از یک زمینلغزش بسیار بزرگ ناشی شده بود.
تصاویر ماهوارهای بعدی، معمای دیگری را حل کرد. ابتدا تصور میشد بخش عظیمی از یک یخچال فروریخته است؛ اما تصاویر بدون ابر نشان دادند که مسئله اصلی، فروریختن تودهای عظیم از سنگ بستر بوده که بخشی از یخچال نیز همراه آن پایین آمده است. به تعبیر یکی از دانشمندان، «یخچال فقط همراه ماجرا آمده بود.» این توده در ارتفاع حدود ۵۲۰۰ متری از دامنه جدا شد و حدود ۱۲۰۰ متر پایینتر به دره سقوط کرد.
اما سقوط کوه پایان ماجرا نبود. توده سنگ، یخ و رسوب وارد رودخانه شد و احتمالاً برای مدتی مسیر آن را بست. آب پشت این سد موقت جمع شد و سپس با شکستن آن، موجی عظیم به پاییندست هجوم برد. سطح آب در بخشی از رودخانه «تریشولی»، در فاصلهای کوتاه، تا حدود ۹ متر افزایش یافت. بنابراین، آنچه در پاییندست رخ داد، یک سیل ساده نبود؛ رخدادی زنجیرهوار از مخاطرات بود که در آن، یک حادثه، حادثه بعدی را فعال کرد. چرا این سیل تا این اندازه مرگبار شد؟ …









