| پیام ما | «جواد مجابی» را نمیشود در یک عنوان نگه داشت. شاعر بود و داستاننویس، روزنامهنگار و طنزپرداز، منتقد و پژوهشگر هنر. از پانزدهسالگی روزنامهنگاری را آغاز کرد و پس از آن، در طول بیش از شش دهه، میان ادبیات، مطبوعات و هنرهای تجسمی در رفتوآمد بود. مجابی هر بار که به قلمرویی وارد میشد، آن را جدی میگرفت، میخواند و مینوشت و بعد راه دیگری را هم امتحان میکرد. از شعر به داستان و رمان رسید، طنز را دنبال کرد و در حوزه هنرهای تجسمی هم قلم زد. در کنار همه اینها، سالها با مطبوعات و اهل فرهنگ زیست و در محافل ادبی به نسلهای جوانتر فرصت دیده شدن داد. مجابی چهاردهم شهریور امسال برای همیشه رخت از این جهان بست. این پرونده روایت همین زندگی چندساحتی اوست؛ خوانش جهان فکری و ادبی مردی که یک راه برایش کافی نبود.
زیستن رندانه
بار گران تاریخ و سبکی کلمات
خانۀ روشنِ سهشنبهها
مردی که میخندیــــــد …














