در امور مربوط به مدیریت عمومی، لزوماً هر تغییری نشانه اصلاح نیست؛ همانطور که هر برنامه جدیدی لزوماً نشانه تحولی تازه نیست. گاهی یکی از مهمترین نشانههای مدیریت کارآمد یک ساختار، نه تعداد طرحها، برنامهها و تغییرات جدید، بلکه توانایی آن مدیریت در حل مسائل و چالشهای قدیمی و انباشتهای است که سالها بدون رسیدگی بر زمین ماندهاند.
این وضعیت دقیقاً شرایط فعلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی را توصیف میکند؛ وزارتخانهای که با انباشتی جدی از مسائل و مشکلات روبهروست، اما مدیریت ارشد آن، بهجای اتخاذ تصمیمی برای حل آنها، در تلاش است چالشهای جدیدی خلق کند. برای نمونه، معاونت صنایعدستی نزدیک به پنج ماه است که با سرپرست اداره میشود و وزارتخانه بهجای تعیین تکلیف این معاونت، بهدنبال جابهجایی پژوهشکده هنرهای سنتی است.
حال پرسش مهم این است که در شرایط پرتلاطم فعلی، مسئله اصلی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و شخص وزیر چه باید باشد؟ آیا این نهاد دولتی با کمبود ساختار مواجه است یا چالش اصلی آن، ضعف در اجرای قوانین و اسناد و استفاده از ظرفیتهای موجود است؟ آیا حل مشکلات فعلی نباید یکی از اولویتهای مهم این وزارتخانه باشد؟
این پرسش را میتوان با بررسی اتفاقات فعلی وزارتخانه بهتر تشریح کرد. همانطور که اشاره شد، اخیراً بحث جابهجایی اموال پژوهشکده هنرهای سنتی مطرح شد. ابتدا سعدآباد و سپس موزه ملی ایران بهعنوان مقصد این اموال معرفی شدند؛ موضوعی که با موجی از انتقادهای متخصصان و صاحبنظران مواجه شد. جالب اینکه در توضیحات رسمی وزارتخانه تأکید شد که قرار نیست پژوهشکده هنرهای سنتی منحل یا منتقل شود.
اما حتی اگر این توضیحات را بپذیریم، پرسش مهمتری باقی میماند: چرا در شرایط فعلی که معاونت صنایعدستی در تعلیق قرار دارد، اولویت وزیر باید جابهجایی اموال و ایجاد تغییر در یک نهاد تخصصی باشد؟ درحالیکه یکچهارم از عمر دولت فعلی سپری شده، معاونت صنایعدستی هنوز مدیر ندارد و معاون توسعه مدیریت وزارتخانه، بدون تجربه لازم و با حفظ سمت، سرپرست آن است. …












