بازنمایی مواد مخدر در آثار نمایشی، بهویژه در پلتفرمهای نمایش خانگی، در کانون بحثهای کارشناسی قرار گرفته است. منتقدان معتقدند که رسانهها تنها آینه واقعیت نیستند، بلکه با انتخاب زاویه دید، واقعیتهای اجتماعی را بازتعریف میکنند. وقتی مواد مخدر «جذاب» میشود
احمد کارخانه، مدرس دانشگاه و کارشناس علوم ارتباطات، با اشاره به نظریات «شناخت اجتماعی» و «کاشت»، هشدار داد: «مشکل زمانی ایجاد میشود که مصرف مواد، بهعنوان ابزاری برای فرار از تنهایی، کسب پرستیژ یا نمایش عصیانگری معرفی شود. ایجاد پیوند زیباییشناختی میان یک شخصیت محبوب و ماده مخدر، ناخودآگاه میتواند منجر به شکستن قبح مصرف در ذهن مخاطب جوان شود.»
او تأکید کرد که نوجوانان در مرحله شکلدهی به هویت مستقل خود، ممکن است با شخصیتهای طغیانگر همذاتپنداری کرده و از طریق «یادگیری مشاهدهای»، تصورات نادرستی درباره قدرتِ ناشی از مصرف مواد پیدا کنند. مرز باریک واقعگرایی و ترویج آسیب
این کارشناس رسانه، مرز میان بازنمایی واقعیت اجتماعی و عادیسازی آسیب را در نحوه روایت دانست: دراماتورژی سلامتمحور: اگر اثر بدون نیاز به مواد مخدر، کشمکشهای دراماتیک خلق کند یا پیامدهای واقعی و غیرجذاب مصرف (آسیبهای جسمی، روانی و اجتماعی) را به تصویر بکشد، بازنمایی واقعگرایانه است. عادیسازی: زمانی رخ میدهد که مواد مخدر برای شخصیت داستان «پاداش دراماتیک» ایجاد کرده و او را به آرامش یا حل مسئله برساند. راهکارهای مقابله: از تنظیمگری تا مسئولیت اجتماعی
کارخانه ضمن نقد نگاه دستوری و صرفاً نظارتی، راهکارهایی را برای بهبود این وضعیت پیشنهاد کرد: نظام پاسخگویی رسانهای: ایجاد مشوقهای حمایتی برای آثاری که دارای «پیوست سلامت» هستند. سواد رسانهای خانوادهها: محدودسازی به تنهایی کافی نیست؛ والدین باید با «میانجیگری فعال» و طرح پرسشهای تحلیلی، قدرت فیلتر انتقادی فرزندان را تقویت کنند. مشارکت نخبگان: حرکت به سمت نظارت مشارکتی با حضور جامعهشناسان و روانشناسان در مرحله پیشتولید آثار برای حفظ خلاقیت هنری در کنار مسئولیتپذیری اجتماعی. …












