این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ؛ ساعت هفت صبح است؛ مادری با عجله لقمه را در دهان پسر دهسالهاش میگذارد، کولهپشتیاش را روی شانهاش میاندازد و قبل از اینکه کودک تکان بخورد، بند کفشهایش را گره میزند. پسر بیحرکت و ساکت فقط تماشا میکند؛ انگار از همان سن کم یاد گرفته که اراده و انتخابهای او در این خانه هیچ ارزشی ندارد. او نمیداند که همین سکوت، راهی است به سوی جوانی مضطرب؛ کسی که سالها بعد، برای کوچکترین تصمیم زندگیاش، با ترس و لرز به دنبال تایید دیگران میگردد. …













