پدری که دختر 16 سالهاش را به گفته خودش در جریان یک درگیری خانوادگی خفه کرد، جسد او را شبانه به بیابانهای اطراف قیامدشت برد و رها کرد و بعد برای گم کردن رد جنایت، مفقودی دخترش را به پلیس اعلام کرد؛ آن هم با روایتی که شاید دخترش بار دیگر از خانه فرار کرده یا با فردی رفته باشد.
اما چند ماه بعد، سرباز کلانتری که هنگام رفتن به محل خدمت مقابل یک دستگاه عابر بانک با نوشتهای درباره مشاهده جسد در بیابان مواجه شده بود، آن کاغذ را به کلانتری برد و مأموران راهی محل شدند. آنجا نه با یک جسد کامل، بلکه با چند تکه استخوان مواجه شدند؛ استخوانهایی که سرانجام راز مرگ دختر 16 ساله را فاش کرد، اما هنوز قاتل پیدا نشده بود.
چند ماه بعد، خانواده مادر دختر نیز اعلام کردند حدود 20 روز است از زن 45 سالهای که با همسرش زندگی میکند، خبری ندارند. تلفن زن خاموش یا بیپاسخ بود و شوهرش در پاسخ به خانواده میگفت: «نیست، رفته بیرون، رفته دکتر...»
اما تناقضگوییهای این مرد، توجه کارآگاهان پایگاه نهم شهرری را جلب کرد. …












