یکی از روزهای سرد بهمن سال 75 خبر ماجرای هولناک اسیدپاشی روی 2خواهر بیگناه مثل بمب در شهر پیچید. حادثه تلخی که هنوز هم داغش برای این خانواده تازه است چرا که با گذشت 30 سال از آن روز شوم همچنان با تبعات جبرانناپذیر آن دست و پنجه نرم میکنند.
دو خواهر 17 و 9 ساله که قربانی انتقام کور پسری کینهتوز شدند و نه تنها زندگی این دو خواهر در آتش انتقام سوخت بلکه پسر اسیدپاش نیز فرجامی جز مرگ در انتظارش نبود و چند سال بعد با حکم دادگاه به چوبه دار آویخته شد.
هنوز هم ساکنان قدیمی محله آهنگ کوچه شالفروشها خاطره سیاه آن روز را به یاد دارند و صدای فریادهای سوختم سوختم فائزه و فتانه در آن ساعت صبح در گوششان زنگ میزند.
دو خواهر آن روز مثل روزهای دیگر لباس پوشیدند و راهی مدرسه شدند اما هنوز دقایقی نگذشته بود که یک موتورسیکلت با دو راکب به آنها نزدیک شد و ظرف حاوی اسید را روی سر و صورت و بدن دخترها خالی کرد. وقتی همسایهها از خانه بیرون دویدند، با سر و صورت زخمی و لباسهای سوخته از اسید دو دختر بچه روبهرو شدند. …













