فصل قبل در گل گهر، مهدی تارتار به یک جوان گمنام اعتماد کرد و بازی داد. او آنقدر خوب بازی کرد و درخشید که به تیم ملی امید هم دعوت شد و آنجا در حضور بازیکنان نامدار در بخش تهاجمی -که سابقه ملی و لژیونری داشتند- برای خود جایگاهی دست و پا کرد. پوریا شهرآبادی آنقدر خوب بود که تارتار وقتی به پرسپولیس آمد، این جوان را هم با خود آورد.
حضور در تیم بزرگ برای جوان یک ریسک است. فرصت درخشش و خودنمایی و محک در حد چند دقیقه به او میرسد و باید آنقدر خوب باشد که رقبای نامدار را کنار زده و با تاثیرگذاری مستقیم در نتیجه و نمایش، ارزش خود را اثبات کند. وقتی بازیکن در بخش تهاجمی بازی کند، این تاثیرگذاری یعنی اینکه گل بزند یا پاس گل بدهد.
پرسپولیس فصل قبل، خود جوانی به نام امیرحسین محمودی داشت که آنقدر خوب بود که به تیم ملی هم دعوت و به جام جهانی رفت. اما همین محمودی در این فصل نتوانست از فرصتهایی که تارتار به او میداد، استفاده کند. حالا تصور کنید کار جوان تازه وارد چقدر سختتر از او بود، اما شهرآبادی از همان دقایق اندکی که به او میدان داده میشد، بهترین استفاده را کرد. …












