١- بزندرروها و مخالفان شفافیت. چون در سایه شفافیت، دیگر نمیتوان دروغ گفت، نفاق ورزید و به کسی گفت به تو رأی دادهام، در حالی که همزمان با رقیبش، نرد عشق بازی کنی.
٢- کسانی که دیگران را نابالغ میشمارند و خود را قیم آنان میپندارند و معتقدند عوام، کالانعاماند و قدرت تشخیص ندارند و لذا ما وظیفه داریم ابتدا خوبها را گزینش کنیم تا خیل رایدهندگان، صرفا از میان سبدِ گزینششدهها انتخاب کنند.
٣- خوگرفتگان به روشهای سنتی که اصولا از هر تغییر و تکامل و روزآمدی، گریزان و بلکه هراساناند. آنان به ریش سفیدی یا انتصاب اعتقاد دارند. یا مثل قربانی و مفعول و منفعل، به عملیات روانی طرف مقابل تن میدهند. کمی امروزیتر یا روشنفکرتر که باشند به انتخابات با شیوههای مرسوم، باور و عادت دارند. اما چیزی از دموکراسی معکوس نشنیدهاند و نمیدانند اگر فردی را انتخاب کردیم و فردایش متوجه شدیم «جو فروش ِ گندمنما» بوده است چه خاکی بر سر کنیم؟ آیا مجبوریم آن نابکار را تا آخرِ دوره تحمل کنیم؟ دموکراسی دیجیتال، چارهی کار است و تضمین و بازدارندگی ایجاد میکند و فرد منتخب میداند اگر به وعدهها عمل نکند یا اگر خودکامگی و سوء استفاده پیشه کند موکلانْ این «قدرت» را دارند که او را درجا عزل کنند. لذا رفتارش با موکلان خود عوض نمیشود و همواره خود را بدهکار آنان و مجری منویات آنان میداند و مجبور است مطابق الزامات «نمایندگی» عمل کند.
۴- برگزیدگان حقهباز که وقتی به همت و روی دست موکلان، بالا میروند نردبان را میاندازند تا همان بالا بهصورت ابدی جا خوش کنند و دست کسی به آنان نرسد.
۵- کسانی که با شلوغبازی، پدرخوانده جا میاندازند. مجرس، جای پدرخواندهبازی نیست چون امکان رشد خوشهای و صعودی را فراهم میآورد. یک یا چند نفر، نماینده جزییترین خوشهها میشوند؛ آنان بین خود، نماینده انتخاب میکنند؛ این نمایندگان برای سطح بالاتر از بین خود نماینده انتخاب میکنند و این روش تا بالاترین سطح ادامه مییابد. …












