با توجه به جایگاه چین در نظام بینالملل و روابط این کشور با طرفهای درگیر، تحلیل رفتار و موقعیت جمهوری خلق چین اهمیت ویژهای دارد. در بسیاری از تحلیلها، هر جنگی که آمریکا را درگیر کند، بهطور خودکار رویدادی سودمند برای پکن تلقی میشود. اما، این برداشت بیش از اندازه سادهانگارانه است. جنگ ایران برای چین یک «فتح جام» مطلق نیست، بلکه مجموعهای از فرصتها و تهدیدهاست. *از منظر اقتصادی، اختلال در گلوگاه راهبردی هرمز و محدود شدن صادرات انرژی، نخستین پیامدهای جنگ بوده است. والاستریت ژورنال کاهش ۲۳ درصدی واردات نفت چین در جریان جنگ را گزارش کرده است. همچنین، پیش از محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، خرید نفت ایران از سوی پالایشگاههای مستقل چینی با تخفیف ویژه و تسویه بخشی از مبادلات بر پایه یوان مزایای قابل توجهی برای پکن داشت. چین از این طریق هم به انرژی ارزانتر دسترسی پیدا میکرد و هم میتوانست بخشی از وابستگی خود به دلار در تجارت دوجانبه را کاهش دهد. بنابراین، هرگونه اختلال پایدار در این جریان، برای چین صرفاً یک مسئله ژئوپلیتیکی نیست و آثار اقتصادی مستقیمی دارد.
*مضاف بر این، انرژی گرانتر، اختلال در تجارت و کاهش احتمالی رشد اقتصادی، بخشی از پیامدهایی است که پکن ناگزیر باید با آنها مواجه شود. اگر جنگ به یک بحران شدید و طولانیمدت انرژی در جهان تبدیل شود، چین الزاماً برنده نخواهد بود؛ زیرا این کشور هم بزرگترین کارخانه جهان است و هم یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی. اقتصاد چین بیش از سایر قدرتهای بزرگ به ثبات زنجیرههای تأمین و تجارت دریایی وابسته است. …












