آنچه در تنگه هرمز میگذرد، جنگ نفت است و آنچه در پس ذهن آمریکاییها و اسرائیلیها میگذرد، تغییر ژئوپلیتیک منطقه با هدف اجرای سیاستهای این دو کشور با محوریت ایران است:
۱- یک شرکت خصوصی آمریکایی با حمایت دولت آمریکا قرارداد ۱۰۰ ساله برای استخراج نفت از ۱۷ میدان ونزوئلا بست. این قرارداد سه کشور ایران، چین و روسیه را هدف قرار میدهد. قرار است نفت ونزوئلا جایگزین نفت ارزان ایران و روسیه برای چین شود. اگر این طرح عملی شود، چین ضربه اقتصادی خواهد خورد. علت این است که چین از ایران و روسیه نفت ارزان میخرد. هدف آمریکا فشار اقتصادی به چین است.
۲- اجلاس گروه ۲۰ هفته گذشته در آمریکا برگزار شد. در این اجلاس وزرای دارایی 20 اقتصاد برتر جهان حضور داشتند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، برای اعضای گروه و همه کشورها خط و نشان کشید و گفت: «یا با ما یا با ایران.» او تلاش کرد اعضای گروه، بهویژه اروپا، را با خود همراه کند. وی مدعی است که اروپا به طرح طرد اقتصادی که همان فشار بیشتر اقتصادی به ایران میباشد، پیوسته است. اگر این ادعا درست باشد، فشار اقتصادی بر ایران بیشتر خواهد شد.
۳- بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی و فضاسازیهایی که انجام میشود، بازارها را تحت تأثیر قرار داده و قیمت دلار، سکه، طلا و به تبع آن دیگر کالاها، افزایش بیسابقهای پیدا کرده است. این اتفاق باعث نگرانی مردم شده، چون احساس میکنند داراییهایشان در حال ذوب شدن است و قدرت خریدشان پایین میآید.
۴- شواهد و قرائن نشان میدهد که پنجره دیپلماسی بسته شده است. وقتی پنجره دیپلماسی بسته میشود، پنجره تحریم، جنگ و محاصره اقتصادی باز میشود. علت این است که تا پیش از این، آمریکا به دنبال مذاکره و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد بود، ولی حالا میز مذاکره را ترک کرده است و حتی به چراغ سبز پزشکیان در بازگشت به تفاهمنامه اهمیتی نداد.
۵- تورم ماهانه در کشور به حدود ۹ درصد رسیده است. این تورم به اندازه تورم سالانه ۱۷۱ کشور جهان است که تورم یکرقمی دارند. وقتی تورم ماهانه افزایش مییابد، تورم سالانه ۷۰ درصد و تورم نقطهبهنقطه ۹۰ درصد میشود. …












