به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، سید عطاءالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشت:
در انقلاب اسلامی ایران، در دهه اول انقلاب شاهد بودیم که هر جمعیتی میکوشید سخن امام خمینی را متناسب با سلیقه خود تفسیر کند. در مواردی که سخن امام را نمیپسندیدند، مسکوت میگذاشتند. یا هرگاه سخن را در جهت و منفعت حزب یا گروه خود میانگاشتند، بر سخن تأکید میکردند. این شیوه در دوران رهبری شهید امام خامنهای نیز تکرار شد. در دوره آیتالله سید مجتبی خامنهای هم شاهد نشانهها و نمونههایی از تفاسیر و توجیهاتی هستیم که نشان از همان سنت و عادت گذشته ماندگار دارد.
سه مقوله مهم را میتوان در تقسیمبندی پیام رهبری به مناسبت هفته دولت از یکدیگر تفکیک کرد:
یکم: تأیید دولت و وصف رئیسجمهوری به عنوان شخص «صادق و دلسوز».
دوم: نقد بیان و اظهار ضعف در شرایط جنگی و حساس کشور.
سوم: حل مسائل و مشکلات و تأکید بر راهحلها.
در تفسیر و تحلیلها، بدیهی است که مدیران دولتی و طرفداران دولت بر بخش اول پیام تأکید داشته باشند. رهبری تلاش ریاست جمهوری و دولت را در شرایط سخت کشور ستودهاند، اما آنانی که مدتهاست علیه رئیسجمهوری و دولت مضمونسازی میکنند، حتی موج سواری را با سوءاستفاده از جمعیتی که به دلیل شرایط جنگی به خیابانها و میدانها میآیند، به میان مردم میبرند. از استعفای پزشکیان سخن میگویند و دولت را ناکارآمد نشان میدهند. این بخش مطلقاً حمایت از رئیسجمهوری و دولت در پیام رهبری را نمیبینند و نمیشنوند. اگر شما موردی را سراغ دارید که یکی از آنان بگوید با توجه به پیام، ما از دولت و رئیسجمهوری در این شرایط سخت حمایت میکنیم!
برخی بایست مدام از رئیسجمهوری و دولت شکایت کنند. دلایلش هم بماند.
اما طرفداران دولت بخش دیگری از پیام را درباره «اظهار و بیان ضعف» و «نداریم» و «نمی توانیم» را نادیده میگیرند. این بخش در پیام به صراحت مطرح شده است.
هم طرح موضوع است و هم ریشهیابی و نیز راهنمایی راهبردی: …









