رکنا / زن جانباز لامردی که مادر و برادرش را در جریان حمله موشکی از دست داده است، از لحظهای میگوید که صدای انفجار، خانهشان را در سکوت ماه رمضان فرو برد؛ انفجاری که برای او به قیمت از دست دادن مادر و برادرش تمام شد.
برایمان تعریف میکنید چه اتفاقی برای مادرتان و خانوادهتان افتاد؟
ماه رمضان بود و حدود ساعت ۵ عصر. صدای موشک آمد. وقتی خودمان را به خانه رساندیم، دیدم مادرم و برادرم در حیاط افتادهاند. زنداییام هم یک کوچه آنطرفتر بود و به او هم آسیب رسیده بود.
قبل از این حادثه احتمال میدادید لامرد هدف حمله قرار بگیرد؟
صبح همان روز شنیده بودیم که مناطقی را زدهاند. یک مقدار دلشوره داشتیم، اما اصلاً فکر نمیکردیم اینجا، در لامرد، چنین اتفاقی بیفتد. هیچوقت تصور نمیکردیم موشک به اینجا برسد.
خودتان لحظه وقوع حادثه کجا بودید؟
خانه من حدود پنج کیلومتر با آنجا فاصله دارد. وقتی صدای حادثه را شنیدیم، سریع خودمان را رساندیم. وقتی رسیدیم، همهجا خاموش و تاریک بود. مادرم و برادرم در حیاط افتاده بودند. …














