روابط اقتصادی ایران و چین بیش از آنکه با کمبود توافق و تفاهمنامه مواجه باشد، از ضعف در تبدیل این چارچوبها به پروژههای مشخص و قابل اجرا رنج میبرد. آینده این رابطه به تعریف چند پروژه اولویتدار، دارای مدل مالی روشن، متولی مشخص و شاخصهای قابل سنجش در حوزههایی مانند انرژی، ترانزیت، لجستیک و زیرساخت وابسته است.
روابط اقتصادی ایران و چین سالهاست با یک تناقض نسبتاً آشکار روبهرو است. در سطح سیاسی، دو کشور از گسترش همکاریهای بلندمدت، افزایش تجارت، توسعه سرمایهگذاری و استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران سخن میگویند اما وقتی از سطح اسناد و مواضع رسمی فاصله میگیریم و به اقتصاد واقعی میرسیم، تصویر به همان اندازه پررنگ نیست. مسئله امروز روابط اقتصادی تهران و پکن، بیش از آنکه نبود چارچوب همکاری باشد، فاصله میان توافق و پروژه است.
ایران برای توسعه رابطه با چین الزاماً به سند تازهای نیاز ندارد؛ آنچه کمبود آن بیشتر احساس میشود، مجموعهای محدود و مشخص از پروژههای اقتصادی است که سرمایهگذار، مدل تأمین مالی، زمانبندی، متولی و بازده اقتصادی آنها از ابتدا روشن باشد. …












