سکوت سنگینی بر اتاق استراحت بیمارستان بهارلو حکم فرما بود؛ سکوتی که نه از آرامش، که از غیبتی ناگهانی و مرگی خاموش نشأت میگرفت. دکتر افرا مهردل، رزیدنت سال سوم پزشکی قانونی، در محلی که قرار بود پناهگاهی برای استراحت کوتاهمدت کادر درمان باشد، جان خود را از دست داد و پیکر بیجانش ۴۸ ساعت بعد کشف شد.
این حادثه تلخ که در روزهای پایانی تابستان ۱۴۰۵ رخ داد، نه فقط یک خبر تکاندهنده، بلکه زنگ خطری جدی برای نظام سلامت ایران به صدا درآورده است.
ماجرا از آنجا شروع شد که همکاران این پزشک جوان پس از دو روز غیبت، به اتاق استراحت او سر میزنند و با صحنهای دلخراش روبهرو میشوند. پرسشی که این روزها در فضای مجازی و محافل پزشکی دستبهدست میچرخد، ساده اما عمیق است: چگونه ممکن است یکی از اعضای کادر درمان، در محل کار خود و در میان همکاران، جان بسپارد و کسی از مرگ یا حتی غیبت او خبردار نشود؟ این اتفاق، فارغ از علت نهایی آن که هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد، ابعاد گستردهتری از بحرانهای پنهان در سیستم پزشکی کشور را نمایان میکند. …












