«اسکورت»، داستانِ «حلما» ست. حلما زنی نیست که بخواهد قهرمان باشد؛ بلکه زنی است که ساختارهای اقتصادی و جنسیتی او را به نقطهای راندهاند که قهرمانبودن برای او، نه انتخاب، بلکه اجبار است. فیلم از همان ابتدا نشان میدهد زن در جهانِ جاده، یک وصله ناجور است، نه به این معنا که توانایی ندارد؛ بلکه چون ساختار موجود، حضور او را پیشبینی نکرده است. جاده، ماشین، سرعت، خطر، معاملههای پنهان و روابط قدرت، همگی بر اساس منطق مردانه شکل گرفتهاند. زن، وارد فضایی میشود که برای او طراحی نشده و همین ورود، خود نوعی مقاومت است.
حلما زنی است که نه استثنایی است و نه فوقالعاده! فیلم، آگاهانه از کلیشه زن قهرمان فاصله میگیرد! حلما محصول شرایط است، محصول فقر، تبعیض، حذف از بازار کار رسمی و نبود فرصتهای برابر. این نگاه، تحلیل را از سطح فردی به سطح ساختاری میبرد: زن، قربانی انتخابهای اشتباه نیست؛ بلکه قربانی ساختاری است که زنان را بهسمت کارهای پرخطر و بیپشتوانه میراند.
بدن زن، میدان کنترل است نه میل …













