دو قصه کوتاه زیر زیر را در نظر بگیرید: در ویترین یک اپتیک لوکس شمال تهران، مردی میانسال با احتیاط به برچسب قیمت یک جفت عدسی آلمانی خیره شده است: ۷۸ میلیون تومان. چند خیابان پایینتر در محلهای متوسط، زن جوانی با نمره چشم بالا، ناامید از قیمتها بهناچار یک پکیج یکمیلیونتومانی چینی را انتخاب میکند؛ میداند که احتمالا تا شش ماه دیگر باید دوباره هزینه کند، اما بودجهاش اجازه انتخاب دیگری نمیدهد.
این دو صحنه، دو روی یک سکهاند: سکهای که امروز بازار عینک طبی ایران را به میدان نابرابری عمیق تبدیل کرده است. بازار اپتیک ایران در روزهای پایانی تابستان ۱۴۰۵، بازاری است که شکاف قیمتی میان ارزانترین و گرانترین محصول، نه ۲ یا ۳ برابر، که تا ۸۰ برابر رسیده است. از پکیجهای اقتصادی یک میلیون تومانی تا عدسیهای لوکس ۱۱۴ میلیونی؛ از فریمهای چینی بینامونشان تا تیتانیومهای دستساز ایتالیایی ۸۰ میلیون تومانی. این اعداد، مرزبندی جدیدی میان کسانی هستند که میتوانند خوب ببینند و کسانی که باید به دیدن در حد امکان قانع شوند. …













