مونا ربیعیان خبرنگار
مردم هنوز فراموش نکردهاند؛ چطور میشود اعتماد عمومی را با چند پروژه اقتصادی دوباره خرید؟
امروز، یک مغازهدار برای زنده نگهداشتن کسبوکارش باید با تورم، اجاره، مالیات، رکود، کاهش قدرت خرید مردم و هزینههای سرسامآور دستوپنجه نرم کند. خیلیها دیگر کم آوردهاند؛ کرکرهها پایین کشیده شده و سرمایههای کوچک یکییکی از اقتصاد خارج میشوند.
اما درست در همین روزها، نامی دوباره در اقتصاد ایران بلند شنیده میشود؛ بابک زنجانی.
همان نامی که سالها پیش در یکی از جنجالیترین پروندههای فساد اقتصادی کشور مطرح شد و حکم اعدام گرفت؛ پروندهای که موضوع اصلی آن بدهی کلان ناشی از فروش نفت و بازنگرداندن منابع مالی به دولت بود.
حالا اما داستان تغییر کرده است.
متهم دیروز، امروز دوباره در قامت فعال اقتصادی ظاهر شده؛ با پروژههای بزرگ، شرکتهای متعدد و ادبیاتی که از «سرمایهگذاری» و «کمک به اقتصاد کشور» سخن میگوید.
واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟
آیا در اقتصاد ایران، حافظه عمومی آنقدر کوتاه شده که گذشته افراد را میتوان با چند پروژه اقتصادی پاک کرد؟
مسئله حتی شخص زنجانی هم نیست. مسئله، پیامی است که این بازگشت به جامعه میدهد.
به جوانی نگاه کنید که تمام سرمایهاش را برای راهاندازی یک کارگاه کوچک گذاشته است. به مغازهداری که سالها مالیات داده، اجاره پرداخت کرده، کارگر استخدام کرده و در نهایت زیر فشار تورم مجبور شده مغازهاش را تعطیل کند.
او اگر یک قسط عقب بیندازد، اگر بدهی بانکی داشته باشد، اگر چک برگشتی داشته باشد، با دهها مانع مواجه میشود.
اما وقتی پای پروندههای میلیاردی و اقتصاد کلان به میان میآید، ناگهان زبان دیگری پیدا میشود؛ زبان «فرصت دوباره»، «فعالیت اقتصادی» و «خدمت به کشور».
این دوگانگی است که مردم را عصبانی میکند.
اگر فردی مجازات قانونی خود را گذرانده و بدهیهایش را طبق قانون تسویه کرده است، طبیعتاً نمیتوان او را تا ابد از زندگی اجتماعی محروم کرد. اما بازگشت به فعالیتهای بزرگ اقتصادی، آن هم برای فردی با چنین سابقهای، یک مسئله کاملاً متفاوت است.
اینجا دیگر بحث انتقام یا حذف یک فرد نیست؛ بحث اعتماد عمومی است. …













