حمید جبلی، فقط بازیگری شیرین نیست، او گاهی هم دست به قلم میشود و داستان مینویسد؛ قصههایی که همچون جهان عروسکها با فانتزی و خیال در آمیختهاند. این هنرمند که در زمینه بازیگری، عروسکی، صداپیشگی، نویسندگی، نقاشی، عکاسی و مجسمهسازی صاحب تجربههای بسیار است، زاده نهم مهر سال ۱۳۳۷ است و امروز، ۶۸ ساله میشود. او اما هنوز شیطنت و شیرینی دوران کودکی را دارد.
به انگیزه زادروز او، دو قصه از کتاب «پسربچه شصت ساله» را که داستان خیالانگیز او درباره نخستین روزهای تولدش، را مرور میکنیم تا زادروز این هنرمند، با قصههای خود او شیرینتر و خیالانگیزتر شود.
به گزارش ایسنا، جبلی در کتاب «پسربچه شصت ساله» داستان روز تولد خود را این چنین روایت کرده است:
«اتاق مهربانی
ما میلیونها نفر بودیم. با سرهای بسیار بزرگ، بدون گوش و چشم، نه دماغ داشتیم و نه دهان. ولی دُمهایی داشتیم بسیار بلند که بیش از حد میجنبید و ما را به سمتی میبرد. همه با هم میرفتیم انگار هُلمان میدادند یا نیرویی ما را به سمت خودش میکشید. گوی بزرگی نمایان شد، آنها که زودتر رسیده بودند روی سر هم به او چسبیده بودند. …












