عصر ایران؛ مهرداد خدیر - «به راستی کیست این قلندرِ یک لاقبایِ کفرگو که در تاریکترین ادوارِ سلطۀ ریاکارانِ زهدفروش، یک تنه وعدۀ رستاخیز را انکار میکند، خدا را عشق و شیطان را عقل میخواند و شلنگانداز و دستافشان میگذرد که:
این خرقه که من دارم، در رهنِ شراب، اولی
وین دفتر بیمعنی، غرقِ میِ ناب، اولی
یا تسخَر زنان میپرسد:
چو طفلان تا کی ای زاهد، فریبی؟
به سیبِ بوستان و بوی شیرم
و یا آشکارا به باور نداشن مواعید مذهبی اقرار میکند که:
من که امروزم بهشت نقد، حاصل میشود
وعدۀ فردای زاهد را چرا باور کنم؟
به راستی کیست این مرد عجیب که با این همه، حتی در خانۀ قشریترین مردم این دیار نیز کتابش را با قرآن و مثنوی در یک طاقچه مینهند، جز به طهارت دست به سویش نمیبرند و چون به دست گرفتند، همچون کتاب آسمانی میبوسند و به پیشانی میگذارند، سروش غیبش میدانند و سرنوشت اعمال و افعال خود را تمام بدو میسپارند؟ کیست این مرد کافر که چنین به حرمت در صف اولیای الهیاش مینشانند؟» …












