عصر ایران؛ امیرعباس میرزاخانی - هر سال با انتشار اسامی رتبههای برتر آزمون سراسری، یک تبلیغات رسانهای تکراری به راه میافتد؛ تصویر چهرههای خندان نوجوانانی که در قابهای یکاندازه جا گرفتهاند و روایتی فردی از پشتکار، ساعت مطالعه بالا و تلاش بیوقفه. اما در پس این بازنمایی فردگرایانه و بیآزار، دادههای ساختاری و آماری روایت کاملاً متفاوتی را بازگو میکنند؛ روایتی نه از توزیع عادلانه استعداد، بلکه از سازوکار بازتولید طبقاتی از مجرای تفکیک آموزشی.
تحلیل ترکیب دانشآموزی رتبههای برتر و صندلیهای رشتههای پرمتقاضی نشان میدهد که کنکور سراسری، آزمونی برای سنجش هوش یا تلاش خام داوطلبان نیست؛ بلکه نقطهی اوج فرآیندی است که طی آن، منابع، سرمایه اقتصادی و کیفیت آموزشی طی ۱۲ سال در مدارس غربال شده و در قالب «رتبههای برتر» بازتاب مییابد. ۱. هندسه نابرابر صندلیها: مدارس خاص در برابر ۸۵ درصد خاموش:
دادههای آماری چند سال اخیر (بهویژه بررسی پذیرفتهشدگان رتبههای زیر ۳۰۰۰ و ۴۰ رتبه برتر) از یک عدم تعادل فاحش و هشداردهنده پرده برمیدارد: …












