عصر ایران؛ امیر صدرا صیام- بعضی عکسها از لحظهای معمولی آغاز میشوند، اما در گذر زمان، معنایی فراتر از قاب خود پیدا میکنند؛ از خاطرهای شخصی بیرون میآیند، به حافظه جمعی راه مییابند و سرانجام بر دیوارهای یک شهر مینشینند. عکس محمدرضا شفیعی کدکنی در میان شاگردانش، از همین جنس است: تصویری از یک کلاس درس که به روایتی از نسبت استاد و شاگرد، شعر و زندگی، و دانایی و فروتنی بدل شده است.
در این عکس، شفیعی کدکنی نشسته است و شاگردانش گرداگرد او حلقه زدهاند. نه خبری از فاصلههای رسمی و تشریفات معمول است و نه از آن هیبت سردی که گاه میان استاد و دانشجو دیوار میکشد. آنچه دیده میشود، مرکزیتی است که نه با ارتفاع صندلی و میز، بلکه با نیروی دانایی و جاذبه کلام شکل گرفته است. استاد در مرکز تصویر است، اما معنای عکس تنها به او محدود نمیشود؛ حلقه شاگردان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. این جمع، تصویری از میل به آموختن است؛ از نسلی که هنوز برای شنیدن، فهمیدن و نشستن پای سخن یک معلم، وقت و حوصله دارد. …











