این پرسش ساده، یکی از مهمترین آزمونهای حاکمیت شرکتی در هلدینگهاست. امروز بسیاری از هلدینگها ستادهایی متشکل از مدیرانارشد، واحدهای مالی، منابع انسانی، حقوقی، فناوری، برنامهریزی و دهها کمیته دارند. اما داشتن ستاد بزرگ، بهمعنای داشتن ستاد ارزشآفرین نیست.
پرسش اصلی این است: ستاد مرکزی چه کاری انجام میدهد که شرکتهای زیرمجموعه، اگر مستقل بودند، نمیتوانستند با همان کیفیت انجام دهند؟ ستاد ممکن است بهتدریج از ارزشآفرینی به کنترلگری بلغزد. گزارشها، جلسات و مجوزها افزایش مییابند، اما تصمیمها کندتر میشوند. مدیر شرکت تابعه نیز بهجای تمرکز بر مشتری و رقابت، میآموزد چگونه رضایت ستاد را جلب کند. در سوی دیگر، ستاد بیش از حد منفعل فرصتهای گروهی را از دست میدهد: خرید مشترک، انتقال دانش، توسعه مدیران، بهرهگیری از فناوری و تخصیص سرمایه در سطح کل پرتفو. بنابراین مساله، انتخاب میان ستاد قوی یا ضعیف نیست؛ تعیین این است که ستاد کجا باید مداخله کند و کجا باید اختیار را واگذار کند. ستاد ارزشآفرین چه میکند؟ …













