این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
میلار که متخصص ارتباطات و بازاریابی ساکن آتلانتاست، میگوید: «با خودم گفتم اگر میخواهم برای این شغل در نظر گرفته شوم، باید این کار را انجام بدهم.» بنابراین، آن شب اتاق نشیمنش را مرتب کرد و لپتاپش را آماده گذاشت. در ایمیل زمان مشخصی برای انجام مصاحبه تعیین نشده بود و او با خودش فکر کرد که بهتر است هرچه سریعتر کار را تمام کند. «ساعت ۹:۳۰ شب دیگر قرار بود چه کار دیگری انجام بدهم؟»
پرسشها برای این موقعیت شغلی کاملا معمولی بودند. مثلا از میلار پرسیده شد: چطور یک خبر یا داستان را به رسانهها پیشنهاد میکند؟ یا چطور با روزنامهنگاران محلی ارتباط برقرار میکند و این روابط را گسترش میدهد؟ اما نحوه برگزاری مصاحبه عجیب بود. او مقابل لپتاپش نشست و منتظر ماند تا پرسشی روی صفحه ظاهر شود. برای فکر کردن به پاسخ، حدود نیم دقیقه فرصت داشت. …












