رابطه میان منابع مالی، هزینه و تحقق اهداف
فرض کنیم گروهی از نیکوکاران برای هدفی مشخص، مانند حمایت از بیماران نیازمند، موسسهای ایجاد کردهاند. در آغاز، میزان مشخصی منابع در اختیار موسسه قرار میگیرد و خدمات نیز بر همان اساس طراحی میشود.
با گذشت زمان، پیشنهادهای مختلفی برای توسعه مطرح میشود: ساختمان بزرگتر، دفتر مجهزتر، نیروی بیشتر، شعب جدید، تجهیزات مدرنتر یا خدمات تازه. هرکدام از این پیشنهادها ممکن است بهتنهایی منطقی و جذاب باشد. اما مشکل زمانی آغاز میشود که هزینه توسعه با توان مالی موسسه تناسب نداشته باشد. در این حالت، ممکن است موسسه از نظر ظاهری بزرگتر و مجهزتر شود؛ اما سهم منابعی که مستقیما به گروه هدف میرسد کاهش یابد. بنابراین، پرسش اصلی نباید فقط این باشد که «چقدر بزرگتر شدهایم؟» باید پرسید: «به همان اندازه، چقدر در تحقق اهداف اصلی موفقتر شدهایم؟» توسعه نباید از سهم ماموریت اصلی کم کند …












